مقصود از بیان این مقدمات این بود که بگویم می توان فرض کرد که امثال حسین د. نه در ماجرایی مشکوک بلکه طی فرآیندی طبیعی به دریافتهای تازه ای رسیده باشند. اتفاقا ارجاعات حسین د. به آثار چهره های صاحب نام در نظریه های انتقادی معاصر این احتمال را تقویت می کند که او در اثر چنین مطالعاتی و در پی تجربه شخصی حضور در برخی محافل دانشگاهی و روشنفکری اینگونه تغییر موضع داده است. امیدوارم بازجوی حسین د. هم در میان انواع گزینه هایی که برای تحلیل این «پدیده» دارد به این فرضیه هم فکر کند. سفر حسین د. به اسرائیل به هیچ نحو قابل توجیه نیست. بسیاری از حرفهای و اقدامات او در گذشته نیز قابل دفاع نیست. اما پرسش اینجا است که اگر حسین د. واقعا به نادرستی برخی حرفها و اقدامات سابق خود پی برده باشد، برای اثبات این موضوع چه باید بکند که تاکنون نکرده است؟ حسین د. را قطعا نمی توان با جلال آل احمد مقایسه کرد اما گزاف نیست اگر بگوییم از حیث جستجوگری و بی پروایی (خصوصا نهراسیدن از ملامت روشنفکران) حسین د. قدم در مسیر جلال گذاشته است. همه می دانیم که جلال نیز به اسرائیل سفر کرد و درباره این سفر کتابی نوشت که در زمان خود ملامت بسیاری از علاقه مندان آثار خود را برانگیخت. امروزه اما در جمهوری اسلامی کسی جلال را بخاطر سفر به اسرائیل و یا نوشته های ادوار متقدم حیاتش ملامت نمی کند.
دوشنبه ۱۵ دسامبر ۲۰۰۸
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
0 نظرات:
ارسال يک نظر