یکشنبه ۲۱ دسامبر ۲۰۰۸

انتقاد یک خواننده از نحوه انتشار مطالب این وبلاگ


 نظرات:

مديار گفت...

این نوع گذاشتن مطلب من یک نوع بی اخلاقی تمام است. به هیچ عنوان مطلب گویای منظور من نیست. این نوع نوشتن از همان بی اخلاقی های حسین درخشان است. نمی دانستم حامیان اش هم همین طور هستند

سلام 
من که لینک به کل مطلب شما دادم
بالاخره مجبورم یک تکه از مطلبتون را بردارم ، نمی شه که کل مطالب همه وبلاگ ها پست کرد، هدف من این هست که خواننده این وبلاگ بره سراغ وبلاگ اصلی و مطلب را بخونه ، اتفاقا اگه همه مطلب را از وبلاگ ها بدزدم و خواننده مجبور نشه بره سراغ وبلاگ اصلی ، خیلی نامردی هست
از اون طرف من نمی دونم شما از کدام قسمتش خوشتون مییاد از کدام قسمتش بدتون میاد ، قطعا این انتخاب سلیقه ای است و به انتخاب من ، ولی من به نظرم بهترین قسمت مطالب را سعی می کنم انتخاب کنم ، مطمئن باشید قصدی از این کار ندارم ، شما اگر پست های این وبلاگ را نگاه کنید می بینید که من هم نظر موافقین و هم مخالفین را انتشار دادم ، اتفاقا خودم از منتقدین به حسین درخشان بودم ، وقتی ازاد شد می تونید ازش بپرسید چه فحشهای ابداری که به هم ندادیم
در ضمن انتخاب یک تکه از کل مطلب به شرط لینک دادن به اصل مطلب یک کار معمول ژورنالیستی است ، مثلا شما در بالاترین یک تکه از کل یک صفحه را به عنوان توضیح لینک ذکر می کنید ، ان تکه کاملا بر اساس سلیقه شما می باشد 

حسین درخشان در آب نمک ، نوشته ای از نیک اهنگ کوثر

دیشب داشتم فکر می‌کردم برای راحت‌تر کردن امر تخلیه اطلاعات در دوره بازداشت، به حسین کاغذ داده‌اند یا لپ‌تاپ؟ باور کنید پرکردن برگه‌های بازجویی خیلی سخت است. بیچاره پورزند ۷۰۰ صفحه را مجبور بود پر کند که البته به املا نویسی می‌مانست.

فقط مانده‌ام چرا بیخودی بنده خدا را تحت فشار گذاشته‌اند. برای نوشتن این تک‌نویسی که نیاز به حبس و نگران کردن خانواده نبود. این چند سال که حسین کلی را پیشاپیش روی وبلاگش منتشر کرده بود.

---

در باب حسین، هنوز به نظرم تحلیل زیدآبادی درست‌ترین است.

می‌خواهند یک فایل کامل از همه داشته باشند. بعدش برای پروژه‌های بعدی می‌گذارند توی آب‌نمک.
---

سال ۸۳ یکی از همکاران را بازداشت کرده بودند و بعد برایم آفلاین گذاشت که برادران معتقد بودند که من یک شبکه برانداز اینترنتی را از کانادا هدایت می‌کنم! هر چه فکر کردم چگونه می‌توان از یک خشک‌شویی که در آن کار می‌کردم براندازی کنم، چیزی به ذهنم نرسید!

نوشته قورباغه چشم قرمز در مورد حسین درخشان

تعجب می‌كردم كه چه‌طور يك نفر آدم تقريبا در سن و سال من می‌تواند اين همه اعتماد به نفس كاذب بالايی داشته باشد. به هر حال، قصدم داوری در باره‌ی شخصيت او نيست، اما اين واقعيتی‌ست كه ديدگاه‌هايش را نمی‌پسندم و هم‌راهی‌اش نمی‌كنم.

مطلب سایت گذار در مورد حسین درخشان ، سایتی که حسین سایه ان را با تیر می زد

حال همان مدافعان حقوق بشر که او کوشش خود را معطوف شیطان جلوه دادن‌شان کرد، از جمله خود من، باید از سیاست‌های خائنانه‌ی او بگذرند و از حقوق اساسی او دفاع کنند، هم به این خاطر که او عضوی از جامعه‌ی ایرانیان تابع کاناداست، و هم به دلیلی والاتر که او عضوی از جامعه‌ی بشری است. در آزمون حقوق بشری، این ارزش ذاتی انسان است که مد نظر قرار می‌گیرد، نه موضوعات سیاسی. دشمنان بهتان خورده‌ی درخشان شاید اکنون همان‌ها باشند که در تاریک‌ترین ساعات زندگی‌‌ش ناجیان او خواهند شد. 

سایت خبری ایران : به حسین درخشان خوش می گذرد

کل مطلب