Sunday، December 21، 2008

انتقاد یک خواننده از نحوه انتشار مطالب این وبلاگ


 نظرات:

مديار گفت...

این نوع گذاشتن مطلب من یک نوع بی اخلاقی تمام است. به هیچ عنوان مطلب گویای منظور من نیست. این نوع نوشتن از همان بی اخلاقی های حسین درخشان است. نمی دانستم حامیان اش هم همین طور هستند

سلام 
من که لینک به کل مطلب شما دادم
بالاخره مجبورم یک تکه از مطلبتون را بردارم ، نمی شه که کل مطالب همه وبلاگ ها پست کرد، هدف من این هست که خواننده این وبلاگ بره سراغ وبلاگ اصلی و مطلب را بخونه ، اتفاقا اگه همه مطلب را از وبلاگ ها بدزدم و خواننده مجبور نشه بره سراغ وبلاگ اصلی ، خیلی نامردی هست
از اون طرف من نمی دونم شما از کدام قسمتش خوشتون مییاد از کدام قسمتش بدتون میاد ، قطعا این انتخاب سلیقه ای است و به انتخاب من ، ولی من به نظرم بهترین قسمت مطالب را سعی می کنم انتخاب کنم ، مطمئن باشید قصدی از این کار ندارم ، شما اگر پست های این وبلاگ را نگاه کنید می بینید که من هم نظر موافقین و هم مخالفین را انتشار دادم ، اتفاقا خودم از منتقدین به حسین درخشان بودم ، وقتی ازاد شد می تونید ازش بپرسید چه فحشهای ابداری که به هم ندادیم
در ضمن انتخاب یک تکه از کل مطلب به شرط لینک دادن به اصل مطلب یک کار معمول ژورنالیستی است ، مثلا شما در بالاترین یک تکه از کل یک صفحه را به عنوان توضیح لینک ذکر می کنید ، ان تکه کاملا بر اساس سلیقه شما می باشد 

حسین درخشان در آب نمک ، نوشته ای از نیک اهنگ کوثر

دیشب داشتم فکر می‌کردم برای راحت‌تر کردن امر تخلیه اطلاعات در دوره بازداشت، به حسین کاغذ داده‌اند یا لپ‌تاپ؟ باور کنید پرکردن برگه‌های بازجویی خیلی سخت است. بیچاره پورزند ۷۰۰ صفحه را مجبور بود پر کند که البته به املا نویسی می‌مانست.

فقط مانده‌ام چرا بیخودی بنده خدا را تحت فشار گذاشته‌اند. برای نوشتن این تک‌نویسی که نیاز به حبس و نگران کردن خانواده نبود. این چند سال که حسین کلی را پیشاپیش روی وبلاگش منتشر کرده بود.

---

در باب حسین، هنوز به نظرم تحلیل زیدآبادی درست‌ترین است.

می‌خواهند یک فایل کامل از همه داشته باشند. بعدش برای پروژه‌های بعدی می‌گذارند توی آب‌نمک.
---

سال ۸۳ یکی از همکاران را بازداشت کرده بودند و بعد برایم آفلاین گذاشت که برادران معتقد بودند که من یک شبکه برانداز اینترنتی را از کانادا هدایت می‌کنم! هر چه فکر کردم چگونه می‌توان از یک خشک‌شویی که در آن کار می‌کردم براندازی کنم، چیزی به ذهنم نرسید!

نوشته قورباغه چشم قرمز در مورد حسین درخشان

تعجب می‌كردم كه چه‌طور يك نفر آدم تقريبا در سن و سال من می‌تواند اين همه اعتماد به نفس كاذب بالايی داشته باشد. به هر حال، قصدم داوری در باره‌ی شخصيت او نيست، اما اين واقعيتی‌ست كه ديدگاه‌هايش را نمی‌پسندم و هم‌راهی‌اش نمی‌كنم.

مطلب سایت گذار در مورد حسین درخشان ، سایتی که حسین سایه ان را با تیر می زد

حال همان مدافعان حقوق بشر که او کوشش خود را معطوف شیطان جلوه دادن‌شان کرد، از جمله خود من، باید از سیاست‌های خائنانه‌ی او بگذرند و از حقوق اساسی او دفاع کنند، هم به این خاطر که او عضوی از جامعه‌ی ایرانیان تابع کاناداست، و هم به دلیلی والاتر که او عضوی از جامعه‌ی بشری است. در آزمون حقوق بشری، این ارزش ذاتی انسان است که مد نظر قرار می‌گیرد، نه موضوعات سیاسی. دشمنان بهتان خورده‌ی درخشان شاید اکنون همان‌ها باشند که در تاریک‌ترین ساعات زندگی‌‌ش ناجیان او خواهند شد. 

سایت خبری ایران : به حسین درخشان خوش می گذرد

کل مطلب

Saturday، December 20، 2008

چرا باید از حسین درخشان حمایت کنیم

ما، حسين درخشان، و هر کس ديگر -چه آن ها را دوست داشته باشيم، چه نداشته باشيم، چه باعث رنج و ناراحتی کسی شده باشيم، چه نشده باشيم، حتی اگر موجودی خبيث و پليد باشيم، حتی اگر زشت ترين کارهای روی زمين را انجام داده باشيم- حقوقی داريم که بايد رعايت شود. بدترين کارهای ما، نبايد موجبِ ناديده گرفتن حقوقِ انسانی ما شود. تا آن جا که می دانيم، حسين درخشان "فقط" نوشته است. اين نوشتن، هر قدر بد، هر قدر زشت، هر قدر ضد اين و آن، نبايد با "فشار"، تبديل به جاسوسی برای اسرائيل يا براندازی حکومت شود. نبايد تبديل به مجازاتی نامتناسب و نامعقول شود. نبايد موجب آزار و اذيت نويسنده شود. سفری هم که او به اسرائيل کرده آن قدر آشکار گزارش شده که جز کنج کاوی و شهرت طلبی نامی بر آن نمی توان گذاشت. کدام جاسوس احمقی، سفرِ ممنوع اش به کشوری که هيچ روشنفکر ِ انسان دوستی با ديدِ مثبت به آن نمی نگرد و از چند در صد تا صد در صد، محدوده ی آن را متعلق به فلسطينی ها می داند و برای دست يافتنِ فلسطينی ها به حق خود، در چهارگوشه ی جهان می کوشد، بر سر کوی و برزن جار می زند و از لحظه به لحظه ی آن گزارش تهيه می کند، و تمام کسانی را که ملاقات کرده نام می بَرَد، و بعد به کشور خود باز می گردد؟ (اين گزارش اگر درست به آن توجه شود، جالب وافشاگرانه نيز هست)

حسین درخشان را ازاد کنید


قتی خبر بازداشت وی را خواندم، واقعیت این مساله برای‌ام مجهول بود و هنوز هم هست. بسیاری بر علیه او نوشتند و اندک شماری هم از سر انسانیت‌شان و خوبی‌شان دفاع از او را به عنوان یک زندانی سیاسی وظیفه‌ی خود. هم چونهاله که دیگران را هم بدین کار ترغیب کرد و از وبلاگ‌نویسان شکوه هم کرده بود.فرشته هم بعد از این‌که برای‌اش مسجل شده بود که درخشان در بازداشت است، وبلاگ نوییسان را مخاطب قرار داده و از سکوت آنان پرسیده بود؟


اما آیا حسین درخشان در بازداشت است و باید آزاد شود؟ چون ماجرا برای‌ام مجهول بود تا به حال چیزی ننوشتم، چرا که اگر به واقع او بازداشت باشد و بر علیه‌اش چیزی بنویسم، بعدها با وجدان خود نمی‌توانستم کنار بیایم. برای هاله نوشتم: بازداشت اش را باور نمی‌کنم و ترجیح می‌دهم از کسانی بنویسم که شرف دارند و انسانیت، هم‌چون فرزاد کمانگر که در آستانه‌ی اعدام است بر خلیج روزگارش طناب افکنده‌اند

کل مطلب

در خواست وبلاگ نویسان برای ازادی حسین درخشان

کل مطلب

در مورد حسین درخشان

ول آنکه اقدام درخشان در بازگشت به ایران بی آنکه نشان از شجاعت وی در مواجهه با خود کرده های آگاهانه بر زیر پا گذاردن قوانین ایران باشد دست کم نشان از استیصال و هراس وی در غربت غرب بویژه بعد از درگیری و شکایات مهدی خلجی بر سر اتهاماتی که در وبلاگش نسبت به خلجی نسبت داده شده بود می باشد بالاخص که با طرح دعوی خلجی از طریق وکلایش نسبت به درخشان این قضیه بجاهای باریک کشیده شده بود تا آنجا که درخشان از شدت استیصال درخواست وکالت صدقه ای ! از خوانندگان وبلاگش کرده بود. او هم به کله شقی های خود آگاه بود و حاضر نبود از اتهامات وارده به خلجی و حذف انها از وبلاگش دست بکشد و هم توان پرداخت هزینه های گرفتن وکیل در رویارویی با خلجی را نداشت و البته می پنداشت که قسر در رفتن از دستگاه قضایی دولت کانادا یا آمریکا بسی سخت تر از دستگاه قضایی ایران است بنابراین تصور می کرد که با توّ اب نویسی های خود خواسته و منتشر کردن ارتباطات دوستانش با سازمانهای غیر دولتی برائت نامه خود را پیش از ورود به ایران به اطلاع مقامات مربوطه در ایران برساند بلکه سیستم قضای - اطلاعاتی از صرافت گرفتن اقاریر از وی بیفتد یا دست کم در جرمش تخفیف دهد.

چه کسانی ارزوی محو حسین درخشان را داشتند

یادتان هست چه کسی به تاریخ شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۷۸ در وبلاگش آرزو کرد حسین درخشان باید در ایران شلاق بخورد و زندان برود؟ 

به خاطر می‌آورید چه کسی او را رسمن به مرگتهدید کرد؟ باید به یاد داشته باشید چه کسانی هودر را خائن، بی‌شرف، لجن، رذل، کثافت و جرثومه نامیدند؟ [+] [+] [+] [+]



کل مطلب

Thursday، December 18، 2008

بنا به ادعای این وبلاگ ، دستگیری امیدرضا میرصیافی به دلیل افشاگری های حسین درخشان بوده است ، راست یا دروغش با خودش

نا به اخبار واصله به‌نظر می‌رسد دست‌گیری و زندانی شدن امیدرضا میرصیافی نویسنده‌ی وب‌لاگ شاخه‌ی موسیقی کماکان به دلیل افشاگری‌های حسین درخشان در زندان بوده است و ارتباطات هرکس با علی‌رضا نوری‌زاده دشمن شماره یک حسین درخشان به‌نظر می‌رسد مشکلات جدی را برای او در پی خواهد داشت.


=============
مطلب تکمیلی ، تاریخ دادگاه این وبلاگ نویس دوازده ابان بوده است که قبل از دستگیری حسین درخشان است !!!

راهنمای ساخت وبلاگ ، به یاد سالها قبل ، به یاد اولین راهنمای ساخت وبلاگ توسط حسین درخشان

کل مطلب

نوشته یک وبلاگ نویس ضد امپریالیست ، به نفع حسین درخشان

ما چیزی که از همه بیشتر نارحت کننده تراست دوستان گذشته اویند که در زمان شکل گیری وبلاگهای فارسی با او همراه شدند و حالا ساکت نشسته اند.

با همه اینها حسین درخشان هنوز تسلیم نشده و یک تنه می‌جنگد. من شجاعانه او را، به خاطر فکرهایش و کارهایش تحسین می‌کنم و امیدوارم افرادی که در جو موجود می‌افتند و از روی غرض ورزی یا ندانسته علیه او می‌نویسند بیدار شوند و به قول احمدی نژاد ادبیاتشان را عوض کنند.

پ.ن: حال حسین درخشان خوب است نگران مباشید،به زودی هم آزاد خواهد شد!

کل مطلب

نامه وبلاگ نویسان سرشناس ایرانی برای ازادی حسین درخشان

ما امضا کنندگان ذیل، شرایط دستگیری حسین درخشان، یکی از سرشناس ترین بلاگرهای ایرانی، توسط مقامات ایران را به شدت نگران کننده می دانیم. ناپدید شدن، حبس در مکانی مجهول، عدم دسترسی به اعضای خانواده و وکلای مدافع، و اعلام نکردن اطلاعات شفاف در خصوص موارد اتهام احتمالی نامبرده همگی باعث نگرانی ما ست.

جامعه وبلاگ نویسان ایران یکی از فعال ترین و بزرگترین جوامع اینترنتی جهان است. از شهروندان معمولی تا رییس جمهور ایران، بسیاری به امر نوشتن در وبلاگهای مختلف مشغول اند. این وبلاگ نویسان دارای طیف وسیعی از عقاید و آرا هستند و نقش مهمی در مباحث اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی ایفا می کنند.

متاسفانه ظرف سالهای اخیر، وبسایتها و وبلاگهای متعددی به صورت منظم توسط مقامات ایران فیلتر شده و شماری از وبلاگ نویسان با آزار و حبس روبرو شده اند. بازداشت حسین درخشان تنها آخرین نمونه از این نوع برخوردها ست و به نظر می آید این اقدام در راستای ایجاد رعب و واداشتن وبلاگ نویسان به سکوت طراحی شده است.

مواضع حسین درخشان در خصوص تعدادی از کسانی که بدلیل عقایدشان زندانی شده اند باعث رنجش جامعه وبلاگ نویسان ایرانی بوده و همین موجب شده بسیاری از آنان از وی دوری بجویند. با اینهمه، این موضوع این حقیقت را نفی نمی کند که آزادی بیان حقی مقدس است و باید برای همه در نظر گرفته شود، نه فقط کسانی که با آنها موافقیم.

بنابرین، ما از این منظر، به طور اصولی شرایط دستگیری و بازداشت حسین درخشان را محکوم می کنیم و خواهان آزادی فوری او هستیم.
امضا کنندگان به ترتیب الفبا:

Arash Abadpour
http://kamangir.net/

Niki Akhavan
http://benevis-dige.blogspot.com/

Hossein Bagher Zadeh
http://www.iranian.com/bagherzadeh

Sanam Dolatshahi
http://www.khorshidkhanoom.com/

Mehdi Jami
http://sibestaan.malakut.org/

Jahanshah Javid
http://www.iranian.com/

Abdee Kalantari
http://www.nilgoon.org

Sheema Kalbasi
http://www.zaneirani.blogspot.com/

Nazli Kamvari
http://sibiltala.blogspot.com/

Nazy Kaviani
http://nazykaviani.blogspot.com/

Peyvand Khorsandi
http://soulbean.wordpress.com/

Nikahang Kowsar
http://nikahang.blogspot.com/

Omid Memarian
http://omidmemarian.blogspot.com/

Pedram Moallemian
http://www.eyeranian.net/

Ali Moayedian
http://payvand.com/

Ebrahim Nabavi
http://www.doomdam.com/

Masoome Naseri 
http://www.mimnoon.com/

Khodadad Rezakhani
http://www.vishistorica.com/

Leva Zand
http://balootak.com


----
از مهدی جامی:

به ابتکار جهانشاه جاوید فکر این نامه به وجود آمد و به همت او و شماری از دوستان این متن نوشته و نهایی شد. پیداست که ما امضا کنندگان از سر موافقت یا مخالفت با حسین درخشان نامه ننوشته ایم از سر موافقت با حق بیان و مخالفت با زندانی شدن برای عقاید و آرا و اتخاذ روش زندگی نوشته ایم. موافقان نامه فقط همین گروه امضاکنندگان نیستند. شما هم می توانید نام خود را اضافه کنید. شرط اش این است که وبلاگ نویس باشید یا سایتی خودمانی را اداره کنید. زندانی شدن درخشان باید آخرین نمونه از زندانی شدن افراد برای نامتعارف بودن عقاید و روش زندگی شان باشد. من و گروه بسیار دیگری با حسین درخشان مخالفتهایی داریم و نقدهایی جدی بر مشی فکری و سیاسی او اما این هرگز به معنای آن نیست که حاضریم برای زندانی شدن او هورا بکشیم. هر گونه حبس به دلیل داشتن عقیده خاصی بی معنا ست و مانع رشد شخصیت و فکر فرد و نقض کننده آزادی به عنوان مبنای گوهرین آدمیت است. این اصل اصیل زندگی در جهان آزادی است. آزادی از ترس هر فشار و تهدید آق معلم ترکه بدست و سرباز و سرهنگ مامور و قاضیان معذور و مفتیان محجور و نیروهای نهاناشکار ایشان. 
برای افزودن نام خود لطفا پیام بگذارید. و متن نامه ها (فارسی و انگلیسی) را در وبلاگ خود بازنشر کنید.


اصل مطلب

کامنت یک خواننده


ناشناس ناشناس گفت...

hagheshe gereftanesh
negaranam nabashid baraye in gereftanesh ke aleye baghiye harf bezane hamin chand rooz dige ham azad mishe

bad be hamatoon gir mide chera alaky dado bidar rah andakhtid

December 18, 2008 10:07 AM

حذف

نوشته احمد زیدابادی در مورد حسین درخشان

 به هر حال حسين درخشان دو بار به اسرائيل سفر كرده و ‏اطلاعاتي از ايرانيان خارج از كشور در اختيار دارد. به گمان من او را به منظور آزردن دستگير نكرده‌اند ‏بلكه مي‌خواهند به قول معروف او را تخليه اطلاعاتي كنند و از ميزان صداقت او در تغيير جهت سياسي‌اش ‏در يك سال اخير اطمينان حاصل كنند.‏

بنابراين من نگران اذيت و آزار او در هر جايي كه هست نيستم، بلكه نگرانم كه او نيز تبديل به پيام فضلي ‏نژاد ديگري شود. اين نكته را به او هشدار داده بودم، اما او بيش از حد به خودش اطمينان داشت.‏

کل مطلب


بدون عنوان

اين خلاصه اي از ماجرا بود. اما مهمترين قسمت اين داستان اينجاست كه ميبينيم رژيم حتي به يك آدم غير سياسي كه بيش از دو سال در همه مجامع مدافعش بود هم رحم نكرد. اين درسي براي همه آناني است كه تصور ميكنند از راه توبه قادرند گذشته از دست رفته را جبران كنند. توبه در مقابل جمهوري اسلامي چيزي كمتر از مرگ نيست.  
 

Wednesday، December 17، 2008

نوشته نیک آهنگ کوثر در مورد درج خبر دستگیری حسین درخشان در بی بی سی و رادیو فردا

خداوند به شيرين عبادی خير دهاد که اعتبار نام و عنوانش باعث شد همکاران بی​بی​سی و راديو فردا با خيال راحت​تری موضوع غیبت صغرای حسين درخشان را مطرح کنند. همينکه مطلب را از او نقل قول کرده​اند جای شکر دارد.

حالا از اين به بعد بايد ديد می آيند و خبر و سوژه را پيگيری کنند و ببينند روند اين غيبت به کجا کشيده؟

کل مطلب را بخوانید 

نوشته خواجه نصیری در حمایت از حسین درخشان

نويسنده اين يادداشت اولين سنگ ريزه ای بود که زير چرخ های اين بولدوزر (حسين درخشان) رفت. به عنوان اولين فردی که شديدا از سوي درخشان مورد حمله قرار گرفتم اجازه دهيد من نيز اين را بنويسم و بگويم که وبلاگستان فارسي زبان ما، به حسين درخشان نياز دارد. او از همان زمان، وبلاگنويسی بود که بسيار مطالعه می‌کرد و هيچ ساده و راحت از کنار موضوعات رد نمي شد و همه را به چالش می‌گرفت، می‌انديشيد و می‌خواست که آزادانه و راحت بنويسد. او در کار خودش هنرمند بود و هنر او شايد همين به چالش گرفتن ديگران و حرکت به سمت و سويي که گاه شايد، خودش هم نمی دانست به کدامين سو حرکت می‌کند. او را آزاد کنيد تا ببيند و بيشتر بياموزد. من سالهاست که مطالب او را می‌خوانم و سير انديشه هايش را زير نظر دارم. اميدوارم که او و خانواده اش از اين نگراني رها شوند.
کل مطلب را بخوانید 

یک دلیل احتمال برای بازگشت حسین درخشان


یادتون می آد که چند ماه پیش حسین درخشان داشت داد و بی داد میکرد که مهدی خلجی از من شکایت کرده و چه می دونم دو میلیون دلار غرامت خواسته و این حرفا و من باید وکیل بگیرم که اونم چند صد هزار دلار ممکنه خرج داشته باشه؟

شاید اصولا به همین دلیل تصمیم گرفت برگرده به ایران؟ یعنی زندان رفتن در ایران رو به زندان رفتن در کانادا یا آمریکا ترجیح داد. یا مثلا ترجیه داد در راستای پز دادن های بچه گانه و ادا های روشنفکریش قهرمانانه بره به ایران تا به خواری در غربت بیافته. کسی از جزییات اون ماجرا خبر نداره؟

اصل مطلب را بخوانید

کامنت یک خواننده


Blogger DADABASE گفت...

عمو جان چرا بلاگ من رو که از همه بهتر حسین رو میشناسم و از همه به او از لحاظ سیاسی نزدیک هستم رو اینجا نمیارید؟ از چی میترسید؟ حسین جاش خوبه. شماها میخواهین از حسین برای نظام پیراهن عثمان درست کنین. حسین بزودی از زندان بیرون خواهد اومد و به تمام شماها که دارین مثلا اعتراض میکنین خواهد خندید. 

چند تا ایمیل حسین رو میخواهی ببنینی که توشون خودش میگه من برم ایران باید چند ماهی برم زندان؟

December 16, 2008 9:03 AM

حذف

مطلبی از گویا در مورد سیر تحولی حسین درخشان

از نظر شخصيتی حسين درخشان، فردی ست جاه طلب، و خواهان مطرح شدن و شهرت. دانستن زبان انگليسی در حد بسيار خوب برای نوشتن و صحبت کردن، داشتن روابط عمومی قوی برای ايجاد ارتباط با اشخاص نزديک به قدرتِ سياسی و مطبوعاتی و رسانه ای، استفاده از فرصت های کم ياب برای مطرح کردن خود، داشتن هوش زياد و ذهن خلاق و تند، ارائه ی طرح های جديد و بی سابقه، پشت‌کار در نوشتن به زبان های انگليسی و فارسی و کنار گذاشتن حجب ِ ايرانی برای نشان دادن خود به هر شيوه و شکل، همه ی اين ها شخصيتی را می سازد که حتی برای مخالفان و دشمنان اش نيز جالب توجه است. به خاطر همين شخصيت خاص و ويژه، وب لاگ او حتی توسط مخالفان اش به طور مرتب مطالعه می شد و روزانه چند هزار بازديد کننده، مشتری نوشته های گاه بی سر و ته او بود.
کل مطلب را بخوانید

ادعای همکاری حسین درخشان با علی اژدری برای جاسوسی برای اسرائیل

از وبلاگ پاسداران

Tuesday، December 16، 2008

واکنش شیرین عبادی به دستگیری حسین درخشان ، جالبه که ایشون خیلی وقتها توسط حسین خان مورد مواخذه قرار می گرفت ، دیگر جای هیچ گونه سکوتی باقی نیست

شيرين عبادى، برنده جايزه صلح نوبل، روز دوشنبه در لندن خواستار آزادى حسين درخشان، وبلاگ نويس در ايران شد كه به گزارش برخی رسانه ها بازداشت شده است.

شيرين عبادى، از مدافعان حقوق بشر در ايران و برنده جايزه صلح نوبل ۲۰۰۳، اعلام كرد، خبر دستگيرى حسين درخشان را از رسانه هاى خبرى دريافت كرده است.

وى افزود: «آقاى حسين درخشان يك وبلاگ نويس بودند كه متاسفانه دستگير شدند. من چون از وى دفاع نمى كنم لذا اطلاعات زيادى در باره دستگيرى او ندارم. اطلاعات من همان چيزى است كه در سايت ها منتشر شده است.»

اين فعال حقوق بشر كه در يك كنفرانس خبرى سخن مى گفت، ابراز اميدوارى كرد كه حسين درخشان هرچه زودتر آزاد شود چرا كه به گفته او، «جاى يك روزنامه نويس و وبلاگ نويس در زندان نيست.»

نشريات كانادايى به نقل از يكى از دوستان آقاى درخشان كه ايرانى- كانادايى است، گزارش دادند كه این پیشگام وبلاگ نویسی، اول نوامبر سال جاری برابر با دهم آبان ماه، در ايران دستگير شده است. 

وى اعلام كرد، با خانواده درخشان در تماس است و او اجازه دارد كه در اين زمينه اطلاع رسانى كند.

کل مطلب را از رادیو فردا بخوانید

Monday، December 15، 2008

درخواست فرشته قاضی از روزنامه نگاران برای تحت فشار قرار دادن قوه قضاییه

آهای خبرنگاران حوزه قضایی، شما که به مسئولان قضایی بهتر دسترسی دارید بپرسید که این آدم به چه اتهامی در کجا و در چه شرایطی نگهداری می شود. ایمیل و شماره تلفن و آدرس دفتر شاهرودی را که داریم زنگ بزنیم و بپرسیم و نگذاریم مرتضوی نیشخند بزند که طعمه مفت و بدون هزینه ای را به دام انداخته است.

ایران، تهران، میدان پانزده خرداد، قوه قضائیه کشور. تلفن: ۱۱۰۹-۳۳۹۱ (۲۱) ۰۰۹۸ فکس: ۴۹۸۶-۳۳۹۰ (۲۱) ۰۰۹۸ info@dadgostary-tehran.ir

حسين درخشان سی هفت روز است که بازداشت است و دوازده روز است که از او خبری نيست

نيروهای امنيتی به دستور سعيد مرتضوی؛ دادستان عمومی تهران در روز يازدهم آبان ماه ۱۳۸۷ به خانه حسين درخشان رفته، او را بازداشت کرده و وسايل شخصی او را هم ضبط کردند


کل مطلب را بخوانید

دفاع از خود

گویی "حسین درخشان" همآره برای هر یک از ما شکلی از یک "آزمون" است؛ در روزگار هودری آزمون خویشتن‌داری ما در برابر اراجیفش بود و امروز نیز بدل به آزمایشی دشوار برای سنجش باور ما به "حقوق بشر" می‌شود. بازداشت او هر یک از کنش‌گران این پهنه‌ی مجازی را در برابر این پرسش بنیادین قرار می‌دهد که آیا حقوق بشر مرزی هم دارد؟

کل مطلب را بخوانید

مطلب روز در مورد حسین درخشان

کل مطلب را بخوانید 

وبلاگ نویسی که وبلاگ نمی نویسد

شاید لازم باشه که وقت بگذارم و بنویسم که  عنوان وبلاگنویسی که وبلاگ نمینوشت،میتونه  بیشتر شایستۀ آدمی مثل حسین درخشان باشه که دیگه نه وبلاگ مینویسه و نه حتی خانواده اش ازش خبری دارند.یک لحظه دارم فکر میکنم اگر راهنمای وبلاگنویسی حسین درخشان نبود، چطور دیروز من و حامد قدوسی (نویسندۀ یک لیوان چای داغ)  میتونستیم به عنوان دو تا وبلاگ نویسی که روزها ی هفته،  خودشون رو با بحث اقتصاد انرژی مشغول میکنند،با هم توتاریخی ترین کافی شاپ شهر هامبورگ یعنی  آلستر پاویلیون بشینیم و شیرکاکائوی فلفلی تند بخوریم و روی متدهای  مختلف پایین آوردن ریسک سرمایه گذاری  در صنعت انرژی های نو و انرژی های پاک ، در ایران بحث و تبادل نظر کنیم؟بیچاره  اون وبلاگ نویسی که وبلاگ نمینوشت.

کل مطلب را بخوانید

خدا به داد همه مون برسه ، نوشته پینک فلویدش در مورد دستگیری حسین درخشان

میگن حسین درخشان رو گرفتن. فکر کنم حسین با چیزایی که این یکی دو ساله تو وبلاگش می‌نوشت، فکر می‌کرد که وقتی برگرده به مشکلی برنمی‌خوره و شاید حتی به همکاری هم دعوت بشه! حالا هم می‌گن که حسین به مکانِ نامعلومی برده شده. کسی که موقعی که آزاد بوده و صاف صاف تو اروپا راه می‌رفته، همش داشت پته‌ی این و اون رو رو آب می‌ریخت و اطلاعاتی از کسانی منتشر می‌کرد که می‌دونست چه عواقبی داره رو بردن و دارن بازجویی می‌کنن!!! خدا به دادِ هم‌مون برسه!!!

کل مطلب را بخوانید

نوشته ازاد نویس در مورد حسین پارتی

حالا اخيرأ يک حسين پارتی هم راه افتاده برای حسين درخشان که باز اوضاعش شده است شبيه بقيه‌ی موارد. جالبش اين است که فقط يک خبر وجود دارد و يک گپ اينترنتی که نازلی کاموری آن را منتشر کرده ولی به حول و قوه‌ی الهی همين دارد می‌شود يک کتاب قطور. حالا چند وقت ديگر همين اوضاع فعلی هم می‌شود عامل بزن بزن‌های جديد. بلاخره تا ما ايرانی‌ها به اين توافق برسيم که يک نفر حرف بزند و بقيه بشنوند کلی عمر دیگر بايد سپری بشود. اول انقلاب رئيس سازمان تربيت بدنی ايران که يک آقايی بود به نام مصطفی داوودی اعلام کرد چه معنی دارد 11 نفر مسابقه بدهند توی زمين و 100 هزار نفر تماشا کنند، ما بايد کاری کنيم که 100 هزار نفر مسابقه بدهند و 11 نفر تماشا کنند. يعنی قرار بود اين مدلی ورزش همگانی پا بگيرد. ايشان متوجه نبودند که ما همان وقت هم داشتيم 100 هزار تايی مسابقه می‌داديم، ضمن اين که با دو تا چشم غره آن 11 تا تماشاچی به اضافه‌ی مربی را هم اضافه کرديم به بقيه که همه در رقابت شرکت کنند. مشکل اين است که بعد از سی سال هنوز گرفتاری‌مان اين است که يک کسی را پيدا کنيم که يک کمی مسابقه ندهد و در عوض فکر کند و به جای فوتبال علی اصغری تاکتيک يادمان بدهد؟ خلاصه که قيام آن مدلی حسين درخشان ناگزير به اين روضه خوانی علی اصغری هم نياز دارد. دست آخر هم در غياب همان 11 نفری که ممکن است بلاخره يکی‌شان يک کمی فکر کند لابد يک گروهی دارند می‌گردند برای يک صحرای کربلا و يک عمه بابايم کجاست. بلاخره هی تاريخ تکرار می‌شود ديگر.

کل مطلب را بخوانید